|
فرهنگ مثل روحي است كه در كالبد همة فعاليتهاي گوناگون كشورحضور و جريان دارد. فرهنگي كه بايد در توليد، خدمات،ساختمانسازي، كشاورزي، صنعت، سياست خارجي و تصميمات امنيتي رعايت شود و حدود را معين و جهت را مشخص كند. چيست؟اين بايد در اين جا معين شود.
ابعاد فرهنگ
فرهنگ يك سيستم است و داراي انواع و اجزائي است و مهندسي فرهنگ به عنوان يك مهندسي سيستم بايد انجام پذيرد.فرهنگ يك جامعه، اساس هويت آن جامعه است.فرهنگ كه ميگوئيم اعم از:مظاهر فرهنگي - مانند زبان و خط و امثال اينها و آنچه باطن و اصل تشكيلدهنده پيكرة فرهنگ ملي است مثل: عقايد، آداب اجتماعي، مواريث ملي، خصلتهاي بومي و قومي اينها اركان و مصالح تشكيلدهنده فرهنگ يك ملت است فرهنگ داراي انواعي است و در مهندسي فرهنگ همه اين انواع فرهنگ بايد مهندسي شوند.انواع فرهنگ عبارتند از: فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي، فرهنگ تخصصي، فرهنگ سازماني فرهنگ ملي.
عاملي كه يك ملت را به ركود و خمودي، يا تحرك و ايستادگي، يا صبر و حوصله يا پرخاشگري و بيحوصلگي يا اظهار ذلت در مقابل ديگران. يا احساس غرور و عزت در مقابل ديگران به تحرك و فعاليت توليدي يا به بيگارگي و خمودي تحريك ميكند. فرهنگ ملي است.فرهنگ - با همين تعريف ويژه - محصول تعريف جمعي از يك جامعه است و خودش موثردر همه حركات و تحولات و تشكيلدهنده هويت يك جامعه است.
(مقام معظم رهبري 1383)
نخستين نشانه هاي تهاجم فرهنگي پس از ارتحال حضرت امام خميني (ره) پديدار شد . دشمنان انقلاب اسلامي با توجه به ماهيت فرهنگي انقلاب اسلامي، به خوبي دريافته اند كه براي فروپاشي اين بنيان مرصوص، راهي جز نابودي پايه هاي فكري و اعتقادي آن وجود ندارد، همچنان كه از تصريح بدان نيز هيچ ابايي نداشته و ندارند .
از اين روي پس از جنگ تحميلي به ساماندهي يك حركت تهاجمي فرهنگي، عليه نظام اسلامي پرداختند.
ما با جمهوري اسلامي، مبارزه سياسي نخواهيم كرد، بلكه كار ما صرفاً فرهنگينه و اصولاً استراتژي جديد ما مبارزه فرهنگي است. ما بايد بينش و فرهنگ مردم را عوض كنيم تا جمهوري اسلامي ساقط شود. (شجاع الدين شفا، نويسنده ضد انقلاب در خارج از كشور، كتاب هويت ص 19)
هشدارها نسبت به تهاجم
مقام معظم رهبري، در همان ماه هاي آغازين دولت سازندگي، خطاب به مسئولين مربوطه فرمودند:
در حال حاضر، يك جبهه بندي عظيم فرهنگي كه با سياست و صنعت و پول و انواع و اقسام پشتوانه ها همراه است، مثل سيلي راه افتاده، تا با ما بجنگد. جنگ هم جنگ نظامي نيست، بسيج عمومي هم در آن جا هيچ تأثيري ندارد. آثارش هم به گونه اي (است) كه تا به خود بياييم گرفتار شده ايم. (مقام معظم رهبري، 7 آذر 1368)
- اين مسئله تهاجم فرهنگي كه بنده بارها از آن اسم مي آورم و حقيقتاً و قلباً و روحاً نسبت به آن حساس هستم، دو شاخه اساسي و مهم دارد كه هر دويش براي شما قابل توجه است، يكي عبارت است از جايگزين كردن فرهنگ بيگانه به جاي فرهنگ بومي كه اين ادامه همان كاري است كه در دوران پهلوي به صورت آزاد و نرخ شاه عباسي انجام مي گرفته و در دوران اسلامي قطع شد. اين ها دارند فشار مي آورند كه همان كار، بايد انجام بگيرد، اين يك شاخه، شاخه دوم عبارت است از حمله به جمهوري اسلامي و به ارزش هاي جمهوري اسلامي و ارزش هاي ملت ايران، از طريق فرهنگي با نوشتن، با تهيه فيلم ها يا نمايشنامه ها يا تنظيم كتاب ها يا فصلنامه ها، اين كار هم الان در كشور ما با هدايت بيگانه دارد انجام مي گيرد. . . مسأله يك قشر خاص نيست، مسئله، مسئله ايران است، مسئله اسلام هست،مسئله عزيزترين اندوخته هاي يك ملت است، مگر شوخي است؟ دشمن مي خواهد با اين شوخي كند. دشمن مي خواهد اين را به بازي بگيرد. بايد جبهه فرهنگي به وجود بيايد. سنگرهاي فرهنگي بايد به وجود بيايد. همه بايد كار كنند و امروز، روز كار است، امروز، روزي است كه همه - همه آنهايي كه داراي استعدادند - مي توانند در زمينه فرهنگي كار كنند. كار نكرده هم زياد است كه بايد انجام بگيرد. (مقام معظم رهبري، 8 مرداد 1372)
«سازندگي كشور، بدون توجه به اين مهم (كار فرهنگي) كار حكيمانه و عاقلانه اي نيست. (مقام معظم رهبري، 5 بهمن 1376)
غفلت بزرگ دولت از اين مقوله مهم، رفته رفته منجر به پديد آمدن موجي از نابساماني ها و نوعي آنارشيسم فرهنگي در اين عرصه مهم وحساس گرديد.
امروز شما جوان ها هدف توطئه اي بسيار خطرناك هستيد. اين خطرات هر جايي كه اسلام و ايمان هست و نسل جوان دل به سوي معنويت و حقيقت دارد، وجود دارد. رهايي از آنها هم وجود دارد. و اين چيزي است كه من و شما بايد به آن فكر كنيم. يكي از مسئولان طراز اول كشور صهيونيستي غاصب اسرائيل، در سال گذشته توصيه اي به آمريكايي ها كرد. اين توصيه كاملاً در مطبوعات خارجي و اينترنت منعكس شد و امر پنهاني و مخفيانه اي نيست. توصيه وي به آمريكاييها اين بود كه بيهوده وقت خود را با عراق و كره شمالي و كشورهايي از اين قبيل تلف نكنيد. مسئله اصلي شما ايران است. اگر خاورميانه را مي خواهيد، وقتتان را مصروف عراق نكنيد، سراغ ايران برويد، كانون و سرچشمه آنجاست، اما ايران مثل عراق و كره شمالي و افغانستان نيست كه بتوان با حمله نظامي آن را تسخير كرد. نظام و حكومت اسلامي به مردم متكي است، مردم آن را حفظ كرده اند. بايد كاري كنيد كه مردم آن را رها كنند. راهش اين است كه مردم را با ترويج فرهنگ و ادبيات غربي و فرهنگ و تربيت آمريكايي، به واگرايي نسبت به دين و فرهنگ و سنت و تاريخشان سوق داد. وقتي مردم اين تعلقات را رها كردند، بعد از گذشت چند سال، بدون اين كه سرمايه اي صرف كنيد، با يك حمله و تحرك احياناً نظامي مختصر، مي توانيد اين مانع بزرگ، يعني نظام اسلامي را از سر راه برداريد.
پيش از اين در سال گذشته نيز، وقتي روستاها و شهرهاي افغانستان بر اثر موشكهاي آمريكايي ويران مي شدند و ملت مظلوم افغانستان زير بمباران آمريكايي ها دست و پا مي زدند، يك استراتژيست نظامي آمريكا گفت: اگر به جاي اين موشكها، براي جوان هاي افغان، لباس زير زنانه و وسايل شهوتراني و پوششهاي سبك غربي و آمريكايي بفرستيد، بدون صرف اين هزينه مي توانيد افغانستان را تصرف كنيد و خرج تسليحات در كيسه تان باقي مي ماند. به جاي بمب و موشك و راكت، سي دي هاي پورنوگرافي و منظره ها و ادبيات مهيج شهوت را ميان آنها ترويج كنيد. آن وقت كار بر شما آسان مي شود. . . سياست امروز سياست اندلسي كردن ايران است. موضوعي كه من با شما در ميان مي گذارم شكل موعظه ندارد، بلكه موضوعي اساسي است كه با بهترين عناصر يك ملت - كه شما جوانان باشيد - در ميان گذاشته مي شود. . . نسل جوان كشور كه بيش از نيمي از ملت و جمعيت كشور است، بايد بداند در مقابل آرزوهاي بزرگ، آرمانهاي بلند و هدفهاي مقدس و قابل قبول و موجه او چه موانعي وجود دارد. روزگاري مسلمانان در جنوب اروپا و اسپانيا تا جنوب فرانسه، كشوري اسلامي به وجود آوردند. اين كشور مهد تمدن شد و علم در اروپا از همان تمدن اندلسي قرون اوليه اسلام شكوفا شد. شكوفايي علم در آن سرزمين داستانهايي دارد و خود غربيها نيز به آن معترف اند. البته اكنون سعي مي كنند اين ورق را از تاريخ علم حذف و نام مسلمان ها را بكلي پاك كنند، اما خود آنها، اين تاريخ را ثبت كرده اند، و البته در تواريخ ما هم ثبت شده است. اروپايي ها وقتي خواستند اندلس را از مسلمان ها پس بگيرند، اقدامي بلند مدت كردند. آن روز صهيونيست ها نبودند، اما دشمنان اسلام و مراكز سياسي عليه اسلام فعال بودند. آنها به فاسد كردن جوان ها پرداختند و در اين راستا انگيزه هاي مختلف مسيحي، مذهبي يا سياسي داشتند. يكي از كارها اين بود كه تاكستان هايي را وقف كردند تا شراب آنها را به طور مجاني در اختيار جوان ها قرار دهند. جوان ها را به سمت زنان و دختران خود سوق دادند، تا آنها را به شهوت آلوده كنند. گذشت زمان راههاي اصلي براي فاسد يا آباد كردن يك ملت را عوض نمي كند. امروز هم آنها همين كار را مي كنند. آنها اهداف فرهنگي هم دارند. به فرهنگ اسلامي كينه مي ورزند و با آن عناد دارند. فرهنگ اسلامي، آراي روشنفكران اروپا را به چالش كشيده و ليبرال دمكراسي را كه پرچم برافراشته غرب است، مورد ترديد قرار داده است. فرهنگ اسلامي روح استقلال طلبي و رشادت را در جامعه بزرگ و يك ميليارد و چند صد ميليوني مسلمانان، ترويج مي كند و اين امر در حساس ترين منطقه دنيا از لحاظ استراتژيك و منابع نفتي و زير زميني، شدت بيشتري دارد. فرهنگ اسلامي اين جامعه بزرگ را به فكر حيات مجدد خود انداخته است، بنابراين به آن كينه مي ورزند و قصد كوبيدن آن را دارند. البته آنها در بلندگوها از بحث آزاد و گفتگو و دمكراسي سخن مي گويند، اما اين شعاري دروغين است. آنها اهل گفتگو، دمكراسي و بحث آزاد نيستند. در داخل ايران ، پلوراليسم، شكاكيت، شك در مسلّمات و اوليات اعتقادي، تسامح و تساهل را ترويج مي كنند، مي گويند از عقايدتان بگذريد و نسبت به آن تساهل و تسامح داشته باشيد، اما اين مربوط به داخل جامعه ايران و جوامع اسلامي است. وقتي بحث به جايي مي رسد كه خودشان آن را ارزش هاي آمريكايي و غربي خطاب مي كنند، ديگر جاي گفتگو نيست، مشابه سازي، يكسان سازي، جهاني سازي، اعتقادات مسلمي است كه دنيا بايد در مقابل آنها كوچك ترين اعتراضي نكند. (مقام معظم رهبري، 6 فروردين 1381)
ضرورت مهندسي فرهنگي كشور
الان بايد نقشه مهندسي فرهنگي كشور روي ميز آماده باشد و بايد روي آن بحث شده باشد. كار شده باشد، تصميم گيري شده باشد و نقشه كلان با راهكارها- نه فقط چيزهايي كه صرفاً آرزو و آمال است- كاملاً كشيده شده و مشخص شده باشد.
(مقام معظم رهبري 1384)
يكي از مهمترين تكاليف ما در درجه اول مهندسي فرهنگ كشور است.
(مقام معظم رهبري 1383)
رابطه حكومت و فرهنگ
آنچه در مقوله فرهنگ بر عهده حكومت است، عبارت است از نظارت هوشمندانه، متفكرانه، آگاهانه، مراقبت از هرزروي نيروها و هرزرويي علف هرزه ها، هدايت جامعه به سمت درست، كمك به رشد و ترقي فرهنگي افراد جامعه.
(مقام معظم رهبري 1382)
ما نه معتقد به ولنگاري و رهاسازي هستيم، كه به هرج و مرج خواهد انجاميد، نه معتقد به سختگيري شديد، اما معتقد به نظارت، مديريت، دقت در برنامهريزي و شناخت درست از واقعيات هستيم.
(مقام معظم رهبري 1382)
نميشود ما ميدان را رها كنيم تا ديگران هر كاري كه ميخواهند، بكنند. امروز همان كساني كه ادعاي آزادي ميكنند و دم از ليبرال بودن ميزنند، پيچيدهترين و دقيقترين و ظريفترين شيوة كنترل را بر روي فرهنگ كشورهاي خودشان، بلكه سراسر دنيا، اعمال ميكنند و سعي دارند كه فرهنگ خود را به كشورهاي ديگر منتقل و تزريق كنند.
(مقام معظم رهبري 1382)
مهندسي فرهنگ چيست ؟
مهندسي فرهنگ تخصصي فرهنگ اقتصادي، فرهنگ سياسي، فرهنگ اجتماعي مهندسي فرهنگ اين است كه با رويكرد سيستمي اجزاء فرهنگ اعم از فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي، فرهنگ تخصصي ، فرهنگ سازماني ، در مجموعة فرهنگ جانمايي شده و روابط آنها بخوبي تنظيم شود. ضعفهاي اجزاء و روابط آنها برطرف شود.
يكي از مهمترين تكاليف ما در درجه اول مهندسي فرهنگ كشور است. يعني مشخص كنيم كه فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي و حركت عظيم دروني و صيرورت بخش و كيفيت بخشي كه اسمش فرهنگ است و در درون انسانها و جامعه بوجود ميآيد، چگونه بايد باشد؟ فرهنگ هدف كدامست؟ اشكالات و نواقصاش چيست؟ چگونه بايد رفع شود؟ فرهنگ موجود كدامست؟كنديها و معارضاتش كجاست؟مجموعهاي لازم است كه اينها را تصوير كند.
(مقام معظم رهبري 1383)
چگونگي مهندسي فرهنگ و مديريت فرهنگي كشور
در مقوله فرهنگ، رفتار حكومت بايد دلسوزانه و مثل رفتار باغبان باشد. باغبان به هنگام، نهال ميكارد به هنگام، آبياري ميكند به هنگام، هرس ميكند به هنگام، سمپاشي ميكند به هنگام ، هم ميوهچيني بايد فضاي فرهنگي كشور را باغباني كرد .براي باغ با فنون مهندسي كشاورزي، نقشه مهندسي تهييه ، يعني مسئولانه و با دقت اين مقوله را دنبال كرد
(مقام معظم رهبري 1382)
فرهنگ ملي را ميشود به مرور در طول زمان تغيير داد،يعني مثل كوههاي عالم كه در قرنهاي متمادي جابهجا نميشوند، جزو ثوابت نيست مجموعهاي لازم است كه اينها را( مشخص كنيم كه فرهنگ چگونه بايد باشد ، اشكالات و نواقص اش چيست و چگونه بايد رفع شود، كندي ها و معارضاتش كجاست ) تصوير كنند و بعد مثل دست محافظي هواي اين فرهنگ را داشته باشند.نميگويم به طور كامل كنترل كنند، چون كنترل فرهنگ به صورت كامل نه ممكن است و نه جايز. اصلاً رشد فرهنگي با ابتكار و آزادگي و آزادي و ميدان دادن به ارادههاست. در اين ترديدي نيست. منتهاهواي كاررابايدداشت.
(مقام معظم رهبري 1383)
مشكل اصلي : تشتت مراكز تصميم گيري فرهنگي
يك متولي و يك مركز ميخواهد تا از يك طرف(فرهنگ را) مهندسي كند.يعني با يك فكر كلان،با يك نگاه برتر و بالاتر از همة جريانهاي فرهنگي در داخل كشورببيند حقيقت فرهنگي و عنصر فرهنگي چگونه و با چه كيفيتي بايد باشد.به كدام سمت بايد برود (فرهنگ هدف كدامست؟) كجاهايش ايراد دارد(فرهنگ موجود كدامست؟
اشكالات و نواقصاش چيست؟كنديها و عارضاتش كجاست؟مجموعهاي لازم است كه اينها را تصور كند.يك متولي و يك مركز ميخواهد كه با يك فكر كلان، با يك نگاه برتر و بالاتر از همه جريانهاي فرهنگي در داخل كشور، ببيند حقيقت فرهنگي و عنصر فرهنگي كجاهايش ايراد دارد
(مقام معظم رهبري 1383)
مسئول اصلي مهندسي فرهنگي در كشور
«شوراي عالي انقلاب فرهنگي اتاق فرمان كشور يا ستاد عالي فرهنگي و علمي دستگاههاي كشور- اعم از دستگاههاي فرهنگي و ساير دستگاهها- و مركز مهندسي فرهنگي كشور است» (مقام معظم رهبري، 26/9/1381) ایشان در سال 1386 مواردی را به شورای عالی انقلاب فرهنگی ابلاغ می فرمایند از جمله این که: 1- «شایسته است با عنایت به ابعاد جدید تهاجم فرهنگی و برنامه ریزی گسترده قدرت های سلطه گر در استفاده هدفمند از روش ها و ابزارهای نو جهت مقابله فرهنگی با انقلاب اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی ضمن ساماندهی جبهه فرهنگی انقلاب در مقابله جبهه فرهنگی جریان معارض، به رسالت حیاتی خود در مواجهه فعال و مبتکرانه با تهاجم فرهنگی و خصوصاً جلوگیری از ترویج ابتذال و فساد اخلاقی در کشور عمل نمایند.» 2- طرح ها و برنامه های کشور دارای پیوست فرهنگی مورد تأیید شورای عالی انقلاب فرهنگی باشند. 3- مجموعه مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی دارای ضمانت اجرا گردند.
نكته اي ديگر
بند ديگر از شرح وظايف شورا وجود دارد تحت عنوان: تجزيه و تحليل جريانات فرهنگي جهان و تعيين تأثير آن بر مسائل داخلي. شما ببينيد چه افق وسيعي را خودتان براي شورا معين كردهايد. خود اعضاي شورا اين بندها را تنظيم كردهاند: اين خيلي مهم است كه انسان جريانات فرهنگي جهان را به روز ببيند و محاسبه كند كه تأثير آنها روي جريانات داخلي چگونه است. بعد از آن كه دانست تأثير آنها چگونه است. آنگاه تازه كار شروع ميشود كه حالا پس ما چكار كنيم كه از آسيبهاي آن جريانات كم كنيم. يا اگر منافع و سودي دارد از آن حداكثر استفاده را بكنيم. اما تجزيه و تحليل جريانات فرهنگي جهان و تبيين تأثير آنها بر مسائل داخلي هم در شورا مطرح نشده است.
(مقام معظم رهبري 1381)
اهميت نمادهاي فرهنگي و كم كاري ما
فرهنگ به عنوان شكلدهندة به ذهن و رفتار عمومي جامعه است. انديشيدن و تصميمگيري جامعه بر اساس فرهنگي است كه بر ذهن آنها حاكم است.در داخل كشور، چيزهايي كه در فرهنگ عمومي، ضعيف است، يا جايش كم است، كدام است؟يكي از آنها انضباط است ديگري اعتماد به نفس ملي واعتزاز ملي است مورد بعدي، قانونپذيري است.مقوله بعدي، تدين و دينباوري است.
موارد ديگر فرهنگ ازدواج، فرهنگ رانندگي، فرهنگ خانواده، فرهنگ اداره، فرهنگ لباس است. بنده با مد خيلي موافقم، جزو آدمهايي هستم كه به مد گرايش دارم، اما مدي كه از داخل جوشيده باشد- چون مد يعني ابتكار و نوآوري - نه چيزي كه از بيرون بيايد. مد آرايش مو و لباس و حرف زدن ما همهاش دارد از بيرون ميآيد.
(مقام معظم رهبري 1381)
يكي از موارد فرهنگ عمومي، فرهنگ لباس است. وقتي بنده خودم در اين شورا بودم، شورا وزير محترم آن وقت را - كه جناب آقاي خاتمي بودند - موظف كرد تا الگوي لباس بياورد. ايشان رفتند زحماتي كشيدند. اما به جايي نرسيد. من نمي گويم آقايان حتماً كت و شلوار را بكنند و همان لباسهاي پيشنهادي را بپوشند، اما بگذاريد ما لباسي داشته باشيم كه بگوييم ايراني است در موزهها آن را نگه داريم و مال زمان هخامنشيان و ساسانيان و سلجوقيان هم نباشد. باب امروز باشد.
بالاخره جايي بايد موضع خود را دربارة اينها (فرهنگ ازدواج و فرهنگ خانواده، فرهنگ لباس و الگوي مصرف و ... در فرهنگ عمومي) معين كند. حتي اگر بگويد من الان وقت ندارم و اولويتم تعيين لباس ملي نيست.خيلي خوب، معلوم بشود كه ما تا پنج سال يا ده سال اين اولويت را نداريم و ميخواهيم آن را كنار بگذاريم.ليكن بالاخره اين انبار مجموعه فرهنگي صاحبي داشته باشد.
فرهنگ به عنوان جهتدهنده به تصميمات كلان كشور - حتي تصميمهاي اقتصادي،سياسي، مديريتي و يا در توليد نقش دارد. وقتي ما ميخواهيم ساختمان بسازيم وشهرسازي كنيم در واقع با اين كار داريم فرهنگي را ترويج ميكنيم يا توليد ميكنيم يااشاعه ميدهيم.
(مقام معظم رهبري 1381) |